سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
1 2 >

اسمان رنگ خون دارد وقتی که افتاب از پس چشم های او می گذرد

جای تعجب نیست که ما هم با رفتن هردوست چشمانمان خونی شود

 در کنار هم بمانیم تاانتظار انتظار مارا بکشد نه اینکه ما انتظار هم را بکشیم

درخت چه چه ثمر دهد نیکو اید گرچه ثمر هر سال یک ماه ویک بار باشد انتظار آن میوه شیرین است اما باز سخت

دوستان عزیز منتظر شما هستم

بانظر زیبایتان

یادت نره عزیز


  

یه داستان باحال درمورد فوتبال

چند روز پیش داشتیم با یک تیم دیگه بازی  می کردیم توی نیمه اول بازی بود که من اومدم پاس بندازم واسه مهاجم که یکی از بازیکنان حریف پاش گذاشته بود پشت کفشم که تا من اومدم پاس بندازم دیدم کفشم  خورد تو صورت داور  وداور همین طور گیچ دور خودش دور می خورد خواستم که همین طور بدون کفش توپ را بندازم از قضا توپ را هم زدم به صورت داور  واینقدر این داور ازمن اعصابش خوردشد که  دوست داشت بیاد همونجا وسط زمین وتا می تونه به من بزنه البته این چهره اون را نشون می داد اما بد بختی این بازی اینجا بود که ما 4بر 2 باختیم البته تیم ما دوپنالتی را خراب کرد وتیم ما 20 دقیقه 9 نفره بازی کرد وداور واسه اونها هم پنالتی گرفت وانها پنالتیشون راگل کردن


  
 

جدیدترین رمان عشقی قزوین منتشر شد: خسرو و فرهاد

 

...........................................

 

یه ترکه میره مشهد. وقتی از دور کنبد حرم رو می بینه میگه یا امام رضا چرا با این همه طلایی که داری هشتم شدی؟

...........................................

 

 

یک مقام آگاه اعلام کرد به علت قرار گرفتن ایام هفته در بین 2 جمعه ایران کلا تعطیل است.


 

المپیک آخوندا در سه رشته برگذارشد: 1-پرش با عبا 2-دو با نعلین 3-پرتاب عمامه


...........................................

 

در پی توهین پاپ به مقدسات مسلمانان، نام «پاپ‌کورن» مجددا به «چس فیل» تغییر یافت


...........................................

 

یه نفر صبح میره در مغازش.. کرکره رو بالا میکشه و میگه: بسم الله رحمن رحیم.... میره تو. میبینه همه مغازه رو خالی کردن.. میاد بیرون کرکره رو می کشه پایین و میگه : صدق الله العلی العظیم


...........................................

 

یه ترکه میره در مسابقات رالی شرکت میکنه.... توی راه مسافر سوار میکنه


...........................................

 

از برره ایه می پرسن چرا جورابات یکی رنگش سفیده اون یکی مشکی؟ می گه:من نوه دانم... یه دست دیگه هم در خانه داشته بیدم ان هم ای جوری بید

...........................................

 

یه ترکه می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ? متر لامپ بدین


...........................................

 

میدونی شباهت لر با لامپ چیه؟
.
.
.
دور هر دو پشه جمع میشه.

...........................................

...........................................

 

سرگذشت یک پسر در دانشگاه قزوین:
.
سال اول = ()()
.
سال دوم = ( . )
.
سال سوم = ( o )
.
سال چهارم = ( () )
.
شانس آورد فقط لیسانس بود!

...........................................

 

ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی . پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بیا !!!

 

...........................................

 

غول چراغ جادو به احمدی نژاد میگه یه آرزو بکن که واست براورده کنم.
احمدی نژاد میگه خدا رو نشونم بده.
غوله میگه نمیشه، نمی تونم، یه آرزو دیگه بکن.
احمدی نژاد میگه من رو خوشگل کن.
غوله یه خورده فکر میکنه میگه: بدو بدو حاضر شو ببرمت پیش خدا...

...........................................

 

یارو ترکه چربی داشته میره دکتر، دکتره میگه روزی 4 کیلومتر بدو.
بعد یه هفته ترکه زنگ میزنه به دکتره میگه : دکتر رسیدم لب مرز هالا چی کار کنم؟!!!

...........................................

 

می‌دونین چرا عده‌ای از افراد محترم جامعه(!!!) نمی‌تونن به 110 زنگ بزنن؟
.
.
.
.
.

چون کلید "11" رو روی شماره‌گیر تلفن پیدا نمی‌کنن!

...........................................

 

یه بچه‌هه سر میز صبحونه، هی داشته با تعجب به پدربزرگ پیر و پولدار و خسیسش نگاه می‌کرده! یه کم که میگذره بابابزرگه خسته می‌شه و می‌گه: چی شده نوه‌ی عزیزم؟ چرا به من زل زدی؟

بچه‌هه می‌گه: بابا بزرگییییی، دارم می‌گردم ببینم برچسب تاریخ و قیمتت رو کجا زدن!
بابابزرگه گیج می‌زنه و می‌گه: عزیزم متوجه نشدم، برچسب قیمت و تاریخ چیه دیگه؟

بچه‌هه می‌گه: آخه بابایی دیشب به مامانی می‌گفت که هر وقت تاریخ مصرف این پیری تموم بشه، انشاالله پرایدمونو با بی ام و عوض می‌کنیم!

...........................................

 

فناوری نیروی هسته ای و پیروزی غرور آفرین دانشمندان توانمند ایرانی در زمینه بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای رو بی خیال.... خودت چطوری؟؟


...........................................

 

منتظر مامور سرشماری نباش تو رو آخر پاییز میشمرن.

...........................................

 

رشت زلزله میاد، رشتیه میره بالای سر جنازه زنش ومیگه فقط دیوار روت نخوابیده بود که اونم خوابید!!!!

...........................................

 

یه اصفهانیه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاکمه می‌کردن!

قاضی بهش می‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چکش هستید! یهو یکی از افراد بسیار عزیز و محترم جامعه از پشت دادگاه داد می‌زنه: ای کثافت بی شرف!

دوباره قاضی می‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زن جانتان با ضربات چکش هم هستید!
دوباره اون فرد محترم می‌گه: ای بچه فلانه کثیف خارفلان مادربهمان!
قاضیه این دفعه دیگه عصبانی می‌شه و می‌گه: آقای فرد محترم جامعه، می‌دونم که به خاطر این بی رحمی و جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یک بار دیگه از این حرفای رکیک بزنین ناچار می‌شم که از دادگاه اخراجتون کنم!

فرد محترم می‌گه: مساله این نیست که ازش بدم میاد، مشکل اینه که من 15 ساله‌ که همسایه‌ی اینام و در طی این 15 سال هر وقت خواستم ازش چکش قرض بگیرم گفته که ما چکش نداریم!

...........................................

 

مادره به بچش میگه : می دونم موهای خواهرت رو کشیدی شیطونه گولت زد.
میگه :آره ولی لگتی که تو دلش زدم ابتکار خودم بود!!!!

...........................................

 

لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره،
جلسة اول از معلمش می پرسه:
این چراغ رنگیه چیه؟!
یارو میاد سرکارش بگذاره،
میگه: این چراغ راهنماییه؛
وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن،
وقتی زرده شهرستانی‌ها و قرمز هم مال لراست!
خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده و قبول میشه،
روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد میکنه.
افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار!
لره سرشو از پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!!
افسره یک نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو

...........................................

 

یه ترکه زنشو داشته کتک می زده چند نفر سر می رسند میگند بابا چرا می زنی این بیچاره رو می گه د نمی دونم اگه می دونستم که می کشتمش

...........................................

 

یه یاروهه ای از تبریز رد میشده میبینه ملت جمع شدن جلوی استانداری و و زدن شیشه میشه اش رو آووردن پایین این یارو میره یه ترکه رو پیدا میکنه میگه : ببخشید اینجا چه خبره؟
ترکه بر میگرده میگه: الدی اگه ما هم میدونستیم که اینجا دیگه استاندار نداشت.

...........................................

 

پسره تو خیابون به دختره میگه بخورمت دختره شاکی میشه پسره میگه ناراحت نشو میخواستم بعد از چند وقت یک گهی خورده باشم!!!!

...........................................

 

به ترکه میگن یه موجود نام ببر! میگه: یخ!
میگن یخ که موجود نیست!
میگه: پس همه جا نوشتن یخ موجود است!!!

...........................................

 

چراغ دستشویی ترکه خاموش میشه. ترکه میگه : اههههههه بازم باید از حفظ برینم!!!

 

...........................................

 

فتوای جدید علمای حوزه علمیه اگر یک پسر به دختری بگه قربونت برم عزیزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولی اگر بگه قربونت برم الهی چون در راه خداست هیچ اشکالی ندارد


..........................................

ترکه زنگ میزنه ??? میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه آقا شما ترکی؟ میگه آره. میگه برو صندلی جلو بشین!!!

...........................................

 

یه ترکه میمیره. شب اول قبر ?? تا فرشته میان سراغش. ?تاشون سوال می کردن... ?? تاشون حالیش می کردن!!!

 

...........................................

میدونی اسگل ترین خواننده ایرانی کیه؟؟
فرشید امین! اگه گفتی چرا؟
چون نمیدونه خدا شب و واسه چی آفریده

 

یه ترکه تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه : ا...این چه آشناست ! بعد از یه ساعت فکر کردن داد می زنه : فهمیدم ... این همون کره خریه که امروز تو آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من !

...........................................

 

قزوینیه عروسی میکنه توی کارت عروسیش می نویسه:
آوردن اطفال الزامیست!!!!!!!!!!!!!

یه بار یه بچه از باباش میپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی میرفتین ماه عسل من هم بودم ، بابائه میگه آره عزیزم تو هم بودی ... رفتنی پیش من بودی ، برگشتنی پیش مامانت!


ترکه آشغال میره تو چشماش سره ساعت 9 میشینه دم در

 

...........................................

 

یکی رو می خواستند اعدام کنند ازش می پرسند اقا اخره عمرته حرفی چیزی نداری طرف میگه نه شروع می کنند می بندنش به جرثقیل وقتی می برنش بالا دست و پا می زنه به اینکه حرف دارم میارنش پایین ازش می پرسند چی شده بابا تو که گفتی حرف نداری برگشت به دوستش گفت محسن خونتون از اینجا معلومه!!!!

 

زن دوم مثل انرژی هسته ای است با اینکه حق مسلم ماست ولی اجازه دستیابی به آن را نمیدهند


...........................................

 

ترکه رفته بود زیارت امام رضا . بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی . نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!

 


  
 

به ترکه میگن با ماتیز جمله بساز :میگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدی کنه گرفتیمش !!میگن اینکه ماتیز نداشت :میگه خوب ماتیز بودیم دیگه

می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟ هر دو تاشون تو کفن

 

<----@---@---@-----<<< اگه گفتی این چیه؟ . . . . . . . این یه سیخ گوجست که قراره باهاش جیگر تورو بخورم!


-ترکه میره واسه تلفن همراه ثبت نام میکنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. ترکه هم رو کمربندش مینویسه: به زودی در این مکان یک عدد موبایل افتتاح خواهد شد!

 

ترکه شلوارشو بر عکس می پوشه (زیپش پشتش بوده ) موقعی که می ره بیرون مادرش می بینش میگه قربونت برم که وقتی می ری بیرون انگار داری میای

?- ترکه و لره رفته بودن شکار، ترکه از دور یک شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه... تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شاکی میشه، میدوه طرفشون که سرویسش کنه. ترکه جنگی میره بالای درخت، میبینه لره همینجور اون پایین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میکنه. لره یک نگاهی بهش میکنه، میگه: برو بابا! مگه من زدم؟


یه ترکه با کلید گوششو تمیز میکنه گردنش قفل میشه


ترکه با سرنوشت بازی میکنه 3 بر هیچ میبره !!!!


رشتیه بچه شو میندازه بالا میگه بگو بابا میگه اصغر اقا اکبر اقا مش قربون

به ترکه می گن شما بدتون نمیاد که اینقدر برای شما جک می سازن

می گه ای بابا اینا واسه شما جوکه واسه ما خاطره است


به تر که میگن شما ترکی؟ میگه نه به خدا بیا بگرد

 

یه بار یه ترکه پدرشو میکشه ازش میپرسن چرا پدرتو کشتی میگه اخه این اواخر به مادرم بد نگاه میکرد..........


به ترکه میگن با قیمت جمله بساز میگه مامان چقدر قیمت خوشمزه بود


ترکه داشته به زور زنشو می کرده توی یخچال ازش می پرسن برای چی این کارو می کنی میگه میخوام فاسد نشه

اولی : اگه گفتی برای کو بیدن یه میخ به دیوار چند تا ترک هم کاری میکنند میکنن؟

دومی: خوب یه نفر

اولی : نه بابا- چند نفر

دومی : چه طور ؟

اولی : یکی میخ نگه می داره یکی چکش جند نفر بقیه دیوار رو به طرف میخ هل می دن


به یه معتاده میگن اون دویست تومنی رو از زمین وردار معتاده برمیگرده میگه : مگه من وژنه بردارم

 

ترکه چراغ جادو پیدا میکنه بعد از اینکه غولش در اومد به ترکه گفت یه آرزو کن تر که می گه خلیج فارس و آسفالت کن غوله می گه سخته یه آرزو ی دیگه کن ترکه میگه من و آدم کن غوله می گه ولش میرم همون خلیج فارس و آسفالت کنم

به تر که می گن دو دو تا می گه مگه من کامپیوترم


به ترکه میگن دگر گونی یعنی چی ؟ میگه ایلده یعنی این گونی نه ! اون یکی گونی !!!!


به ترکه میگن چرا مشکی پوشیدی ؟ میگه بابام مرده میگن حالا چرا پاره پوره ؟؟؟ میگه خدا بیامرز نمیزاشت خاکش کنیم !!!


به ترکه میگن معجزه کن میگه (ق)


یه ترکه پرتقال خونی میخوره ایدز میگیره

ترکه شب بلال زیاد می خوره تا صبح اذان میگه


یه ترکه دکترا می گیره میره سخنرانی میگه: مربع زندگی سه ضلع دارد ایمان و تقوا !!!


!به یارو می گن با گوهر جمله بساز ، می گه : توی گه هر وقت منو می بینی می گی جمله بساز


?- یارو با 206 مسافر کشی می کرده ، 5 نفر سوار کرده بوده ، با سرعت تمام می رفته ، اولی می گه : آقا خیلی داری تند میریا
راننده می گه : تا حالا 206 داشتی ؟ یارو می گه : نه ، راننده می گه : پس خفه شو

دومی می گه : آقا خیلی خیلی داری تند میریا ، باز راننده می پرسه تاحالا 206 داشتی ؟ اونم می گه : نه ، باز راننده می گه : تو هم خفه

همین جوری می گفتن که خیلی تند می ری و اینا ، تا اینکه پنجمی می گه آقا زیادی داری تند می ری ها

!!!
راننده می پرسه : تاحالا 206 داشتی ؟ می گه : آره ... می گه پس بگو ترمز ش کجاس

?- یه روز خدا میاد به مولا نصرالدین می گه : بیا چند روز جای من کار کن ، اونم میاد و خدا هم دکمه هارو یادش می ده ، که اینو بزنی بارون میاد و این یکی رو بزنی باد میاد و اینا ، یه دکمه هم نشونش می ده می گه اینو بزنی قیامت می شه
اونم شروع می کنه به زدن دکمه ها ، خلاصه حوصلش سر می ره و دکمه قیامت رو می زنه و قیامت می شه

اول حضرت علی میاد ، می گه تو خیلی آدم کشتی برو جهنم

همینطور پیش می ره و می رسه به حضرت مهدی ، می بینه تو دفتر حضور غیابش زیاد غیبت داره

!!
ملا نصرالدین می گه : تو برو با اولیات بیا


?- روزی یک مداح برای اجرای مراسم سوگواری وارد مسجدی شد که سوگواران را ترکها و لرها تشکیل میدادند مداح پس از کمی مداحی برای اینکه مجلس عرفانی داشته باشد گفت که چراغها را خاموش کنید می خواهم همه شما رابه کربلا ببرم وشروع به مصیبت خوانی کرد پس از اتمام مصیبت که چراغها را روشن کردند متوجه شد همه ترکها با ساک یا چمدان نشسته اند پرسید چه شده چرا ساک برداشته اید گفتند خودتان گفتید می خواهم ببرمتان کربلا مداح گفت لرها کجایند گفتند رفتند ترمینال جا بگیرند

?- به ترکه میگن چرا ترکی. میگه چیه ایدز که نداریم خوب میشیم


?- ترکه داشته عین خر تو خیابون میرفته ( با ماشین البته ) پلیس میبینه میگه : بزن بغل ترکه میزنه بغل پلیسه میگه : کارت ماشین ؛ گواهینامه ؛ بیمه

ترکه میگه: چیه باید جمله بسازم؟

?- یه روز یه اصفهانی رو میگیرن می برن زندان. رو میکنه به نگهبان زندان میگه آقا لطفا یه لیوان آب بدید آقاهه محل نمیزاره دوباره میگه حاج آقا لطفا یه لیوان آب بدید باز هم محل نمیزاره. این دفعه میگه کربلایی یه لیوان آب بدید آقاهه میره یه لیوان آب میاره بعد رو به زندانی میگه ازکجا فهمیدی من کربلایی هستم زندانی میگه چون هم کری و هم بلایی

?- یه روز یه عربه بلیطه هواپیما میگیره میره راه آهن سواره اتوبوس میشه با دوچرخه میره خونشون


?- ترکه هزار تومن میندازه صندوق صدقات، تا غروب وامیسته اونجا هرکی میاد پول بندازه میگه آقا برو من حساب کردم

?- ترکه میره نون بربری میخره از جلوی نونوایی لواشی رد میشه میبینه نونا دارن میچرخن دست می کونه تو جیبش 25 تومن درمیاره میگه:اقا اینو بگیر نون منم سوار چرخو فلک کن

?- ترکه میره بیمارستان لهجشو عمل کنه.!!!!!!!!!!؟!!!!!!!!!!


??- معلم میگه: پنج تا حیوان درنده نام ببر میگه : دو تا ببر 3 تا شیر !!!


??- یه روز به رشتیه می گن چرا روی پرچم دزدان دریایی عکس یه کله با ضبدر کشیدن؟ رشتیه میگه: اره یعنی خوردن کله پاچه در کشتی ممنوع !!


??- ترکه مییاد تهرون به یه دختره گیر میده میگه اسمت چیه ! میگه پروانه بهم میگن پری ... ترکه : منم چرا غعلی بهم میگن لوستر ....

?ـ یه ترکه شلنگ را برمی داره و تلویزیون را آب پاشی


می کنه ومی گه: مگه نگفتم اینجا فوتبال بازی نکنید.


?-یه ترکه یه دکمه پیدا می کنه میره براش کت میدوزه.

 


?-- ترکه می‌خواسته گردو بشکنه، گردو رو میگذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سرش!


3- ترکه میره آمریکا پیش رفیقش. از قضا همون موقع کنسرت ابی بوده، رفیقش میگه پاشو بریم یک حالی بکنیم. جلو در سالن، یک بابایی واستاده‌ بوده سی‌دی‌ می‌فروخته، ‌هی داد می‌‌زده: ‌سی‌دی ابی، سی‌دی‌ ابی. ترکه یک نگاهی به یارو می‌کنه، به رفیقش میگه: ببین توروخدا مردم چه خنگن! این یارو این همه سال تو آمریکا بوده،‌ هنوز اِی بی سی دی رو یاد نگرفته!

?-ترک پاهاش خواب میره روش پتو می کشه!!!!!!



?-ترکه تلویزیونش روشن نمیشده میزنه کانال ? هولش میده!!!!


?-به بچه آخونده میگن بابات چیکارست؟!؟!؟!؟!؟؟

میگه کمربند مشکی قرآن داره!!!!


?-ترکه جونش به لبش می رسه.....تف میکنه میمیره!!!!

 

-غضنفر می ره امتحان راهنمایی و رانندگی بده، ازش می پرسن؟ یه نیسان، یه اتوبوس، یه ماشین آتش نشانی و یه دوچرخه، کدوم اول باید بره؟
غضنفر می گه: نیسان باید اول بره، بهش می گن: بیشتر فکر کن، ماشین آتش نشانی در حال ماموریته، می گه: خب نیسان اول باید بره،

بهش می گن: بازم فکر کن، غضنفر خیلی فکر می کنه، بعد می گه: اول ماشین آتش نشانی، بعد اتوبوس وبعد دوچرخه. می پرسن؟ پس نیسان چی شد؟ می گه: کجایی بابا، نیسانه گازشو گرفت و اول رفت.........


?-ترکه می ره لیسانس می گیره تا خودشو
جای لره جا بزنه.

 

ترکه تو دستشویی خوابش میبره تابیدار میشه تعجب میکنه میگه:من کیم؟ اینجا کجاست ؟کی منو ریده؟؟؟

ترکه دونده بوده دوپینگ میکنه بعد واسه اینکه کسی نفهمه خودشو آخر میکنه

ترکه صبح از خواب بلند میشه میبینه هوا خیلی خوبه . زنگ میزنه هواشناسی تشکر می کنه

 

ترکه با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه میدونستم اینقدر نزدیکه با ماشین میومدم

به یک ترکه میگن جواب خون این همه شهیدو کی باید بده میگه: آزمایشگاه

ترکه برف پاکن ماشینش رو میزنه ، هیپنوتیزم میشه

ترکه میره نماز جمعه ، جو میگیرش ، موج مکزیکی میاد

ترکه میخواسته خودکشی کنه با یه ظرف غذا میره روی ریل میخوابه . بهش میگن تو اگه میخوای خودکشی کنی دیگه واسه چی غذا برمیداری ؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه امد

به یه ترکه میگن تلخ ترین خاطره ای که داری چیه ؟ میگه وقتی داشتیم جنازه یه بچه بمی رو خاک میکردیم همش میگفت عمو جان به خدا من زنده ام

قیامت میشه بعد همه آدما میان . خدا میگه هرکی دروغ بگه میترکه . یه نفر میاد میگه من آدمه خوبیم بعد میترکه . بعدی میگه منم آدم خوبیم میترکه تا نوبت به ترکه میرسه , تا میگه من آدمه..... میترکه

یه لره میره پیش خدا میگه چکار کنیم که واسه ما هم جک بسازن ؟ خدا بهش میگه برو یه کار عجیب بکن . فرداش لره یه قلاب ماهی گیری بر میداره میره میشینه توی کویر , یهو میبینه ترکه با قایق موتوری از جلوش رد میشه

 

ترکه یه سکه قدیمی پیدا میکنه , روش نوشته بوده 120 سال قبل از میلاد مسیح

 

روی یه ترکه سمباده میکشن میبینن زیرش لره

 

ترکه میخواسته آب بخوره ، آب نبوده تیمم می کنه

یه جانباز 40 درصد با یه جانباز 60 درصد با هم ازدواج میکنن بچشون مفقود الاثر میشه

ترکه میره خونه خدا وقتی برمیگرده میگه هیچ جا خونه خود آدم نمیشه

فرمانده به رشتیه میگه: این چیه دستته؟ میگه: ناموسمه قربان. فرمانده میگه: نه احمق! این تفنگته. به کسی ندیش ها

ترکه فیلم جنگی میدیده، تموم که میشه سینه خیز میره تلویزیونو خواموش کنه

ترکه دفترخاطراتش پر میشه میندازتش دور

ترکه یه چراغ جادو پیدا میکنه غولش میاد بیرون میگه3 تا آرزو بکن . ترکه میگه اول یه پراید میخوام . غول بهش میده . ترکه میگه دومیشم پراید بده . غول بهش میده . ترکه میگه سومیشم یه پراید بده . غوله بهش میده و آخر سر میپرسه حالا این 3 تا پراید و میخوای چه کار ؟ ترکه میگه میخوام بفروشم یه زانتیا بخرم

یه روز ترکا یه فارسه رو به جرم جوک ساختن علیهشون میگیرن تا مجازاتش کنن. بهش میگن میندازیمت تو اتاق گاز . فارسه رو میندازن تو یه اتاق بدون سقف فارسه میزنه زیر خنده میگه: اتاق گازتونم که سقف نداره. از اون ور ترکه میگه: نگران نباش وقتی کپسول گاز از اون بالا اومد رو سرت میفهمی

 

ترکه واسه اینکه دیگه مسخرش نکنن و بگه با بقیه فرق نداره میره توی یه اداره کار پیدا میکنه . خلاصه روز اول که میخواد بره سر کار خیلی خوشتیپ میکنه و کت وشلوارو سامسونت و کراوات و ... . همون وقت که میرسه سر کار نگهبان بهش میگه آقا شما ترکین ؟‌ ترکه تعجب میکنه میگه از کجا فهمیدی ؟ میگه آخه سامسونتتون رو گذاشتین توی زنبیل

به یه ترکه میگن کجا کار میکنی میگه نانوایی . میگن کدوم قسمتش ؟ میگه کامپیوتر

ترکه ادعای پیامبری می کنه بهش میگن معجره ات چیه ؟ میگه : ق ق ق

ترکه به خدا میگه خدایا 1000000 سال برات چقدره ؟ خدا میگه ؟ 1دقیقه. ترکه باز میگه :خدا1000000 یورو برات چقدره؟ خدا میگه 1 پنی . ترکه میگه پس یه پنی به من بده , خدا میگه 1 دقیقه واستا

یه روز یه ترکه میره مهمونی، صاحبخونه یه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه میره زیر صندلی ترکه میشینه. یهو ترکه بد جوری گوزش میگیره. با خودش فکر میکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر میکنه جو گوزیده.ترکه یه کم از گوزشو ول میکنه، صاحبخونه سریع به جو گفت: جو برو تو حیاط. ولی جو تکون نخورد. ترکه که خیالش راحت شده بود که می‌افته گردن جو با خیال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه یهو داد زد: جو، حتما میخوای این آقا رو سرت برینه


  

لبخند  :

1  : به یک نفر می گن چرا ماشینت را ازپایین می شویی

 جواب : دفعه پیش که ماشینم را شستم ازسقف شروع به شستن کرده بودم که درآخر دیدم شماره پلاک ماشین شماره پلاک ماشین خودم نیست.

 2 دوتا دانش آموز یکی  آبادانی ودیگری  قزوینی بود بچه  قزوینی گفت :ما دیروز باهواپیما رفتیم کیش

بچه آبادانی :این که چیزی نیست من دیروز باسیمرغ رفتم مشهد

 


  

 

  خری را بالری هم نام کردند

  خر بیچاره رابدنام کردند

  خرازخربودنش درننگ وار است

 ولر از لر بودنش درافتخا راست


  

 

 دیروز دوست من پشه خورد البته پایین نرفت ولی مسمو شد من هم به اوگفتم به خودت حشره کش بزن


  

در سنگر مسئولین یکی از تیپ ها صدا به صدا نمی رسید. هر کس چیزی می گفت و می خواست طرف صحبتش را متقاعد کند. اما مگر می شد؟ ساز خودش را می زد و میخواست حرفش را به کرسی بنشاند:

- باید زودتر از اینجا حمله کنیم!

- چه می گویی با کدام نیرو و مهمات؟

- بهتر نیست عقب نشینی کنیم؟ زمین می دهیم زمان می گیریم.

- تو هم که حرف های بی صدر را می زنی. نکند راست راستی باورت شده که او از جنگ سر در می آورد و برای خودش کسی است؟

- پس چه کنیم؟ وایسیم عراقی ها بیایند برایمان نقشه و طرح عملیات بریزند؟

هیچکس عقلش به جایی قد نمی داد. خبر رسیده بود که عراقی ها قصد دارند از یک محور حمله کنند و این قضیه جدی است. آن زمان بنی صدر هم رئیس جمهور و هم فرمانده کل قوا بود و از تصدیق سر نامبارک او ایرانی ها فقط شکست خورده بودند. حالا که بسیجی ها پا جلو گذاشته بودند و کم کم جنگ داشت به سود ایران ورق می خورد، این خبر آمده بود. آخر سر جوانی که تا آن زمان ساکت بود گفت: « اگر اجازه بدهید من راه حلی دارم!» یک هو همه ساکت شدند و نگاه ها به او دوخته شد. جوان گفت: «درست است که ما نیرو و مهمات زیادی نداریم. اما مین های ضد تانک زیادی داریم که از عراقی ها غنیمت گرفته ایم. سر راه تانک هایشان مین کار میگذاریم و پیش روی شان را سد می کنیم تا ان شاءالله نیروی کمکی برسد.» به به و چه چه بلند شد و جوان مأمور شد تا با نیروهای تخریبچی کارش را شروع کند. صفر نیم نگاهی به الاغ ها کرد و گفت: «اگر توان بردن ده ها مین را دارای بسم الله.» صفر گفت: «من نوکر خودت و الاغت هم هستم!» دور و بریها خندیدند. اکبر و نیروهایش در نیمه های شب افسار الاغ های حامل مین را گرفتند و راه افتادند.

ساعتی بعد آنها عرق ریزان زمین را می کندند و مین کار می گذاشتند. ناگهان یکی از الاغ ها فین فین کرد و آواز گوش خراشش در دشت شبزده پیچید:

- عر! عر! عر!

صفر فریاد زد: « جان تان را بردارید فرار کنید!» حالا، دیگر همه الاغ ها عر عر می کردند و یک ارکستر درست و حسابی راه انداخته بودند. از طرف عراقی ها ، باران گلوله و خمپاره باریدن گرفت. وقتی اکبر و دوستانش به خط خودی رسیدند، هنوز صدای عرعر از لابه لای انفجارها به گوش می رسید.

در سنگر فرماندهان تیپ همه از خوشحالی یکدیگر را می بوسیدند و به اکبر به خاطر درایت و هوشش آفرین می گفتند. چند روزی بود که خبری از عراقی ها نشده بود.  صبح همان روز یکی از عراقی ها به ایران پناهنده شد و گفته بود که وقتی یکی از الاغ ها با دها مین به قرارگاه آنها آمده، فرماندهان عراقی ترسیده اند و گفته اند که ایرانی ها حتماً آماده و حاضر به نبردند و آن قدر مهمات زیاد آورده اند که حتی الاغ هایشان را مین گذاری کرده اند! و از حمله صرف نظر کرده اند.


  

 

   یک ضرب المثل هست که می گه خر بندری وزن بندری


  
   مدیر وبلاگ
کمی متفاوت
کلبه مهربونی ما همیشه جا برای شما داره فقط مهربون بشنیم جامون بشه اینجا ساحل کویر جنگل کوه همه را داره
نویسندگان وبلاگ -گروهی
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :6
بازدید دیروز :135
کل بازدید : 264469
کل یاداشته ها : 432


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ